سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
52
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى )
را در دنيا ببدنامى معرّفى مينمايند و حال آنكه علماء بزرگ شيعه كتابها بر ردّ آنها نوشتهاند . اگر غلات خود را شيعه بخوانند بايد نويسندهء منصف عقايد آنها را با عقايد شيعيان مطابقه كند و خود قضاوت عادلانه نمايد وقتى ديد عقايد فريقين مطابقت ندارد تشيّع آنها را تكذيب نمايد نه آنكه بر خلاف تثبيت و تنقيد نموده و تمام شيعيان موحد پاك را غالى و مشرك بخواند . كبار از علماء شيعه هر يك كتاب مستقلى در عقايد نوشتهاند از قبيل مرحومين صدوق و مجلسى و علّامهء حلّى و ديگران عليهم الرحمة و الرضوان مطالعه نمائيد تا كذّاب مفترى را بشناسيد . و در ص 188 همين كتاب مختصرا ما عقايد شيعه را ذكر نمودهايم مراجعه كنيد تا بدانيد شيعيان مشرك و غالى و تابع ابن سباء ملعون يهودى نيستند . اگر ما هم بىانصاف و مغرض و يا بىاطلاع بوديم اختلاف عقايد مذاهب اربعه ( حنفى - مالكى - حنبلى - شافعى ) و فتاواى بىربط امامان آنها را در اصول و فروع مخلوط نموده تمام سنّيها را جزء مجسّمه و گمراهان و مشركين بشمار مىآورديم . مثلا عقايد مجسّمه اشاعره و حنابله و حشويه را كه شهرستانى هم در ملل و نحل نقل نموده پاى عموم حساب ميكرديم ميگفتيم سنّيها همگى قائل بجسميت و رؤيت خدا و مشرك و كافر هستند . اگر چنين ميگفتيم قطعا خلاف گفته و حتما مغرض بوديم زيرا عقايد عموم اهل تسنّن كجا و عقيده بتجسم و رؤية كه بعض از آنها قائلاند كجا . اگر در ميان اهل تسنن جمعى كراميه - مشاركيه - حوريه مجسمه - قائل بخرافات در عقايد گرديده ربطى بمذهب عموم اهل سنت ندارد . نويسنده منصف همه را مخلوط نمىنمايد كه تمامى آنها را بيك چشم ببيند و همه را فاسد و كافر بداند . آيا انصاف است فتاواى نادرهاى كه از ائمه اربعه اهل تسنن ( ابو حنيفه - و مالك